الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

219

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

و همچنين بود ، حال تو - يا على هنگامى كه قرآنها را بر سر نيزه بلند كردند ، فرمودى : اى مردم ! اين فتنه و فريب و امتحانى است براى شما آنان با تو مخالفت كردند و از فرمان تو سرباز زدند و از تو تقاضاى تعيين حكمين كردند پس تو از نصب حكمين خوددارى كردى و از كار زشت آنها بيزارى جستى و بناچار ، كار را به خود آنها واگذاشتى اما وقتى آشكار شد ، و به نادانى و عمل زشتشان پى بردند و بر خطا و جور و ستم خود واقف شده و اعتراف كردند پس از آن نيز راه اختلاف و تفرقه را پيش گرفتند و حكم سفيهانه‌اى را تقاضا و اصرار كردند و تو خوددارى كردى ، و آنها دوست داشتند ، و تو آن را خطا و مخاطره‌آميز شمردى ، و باز آنان گناهى را كه خود مرتكب شده بودند ، مباح و روا دانستند و تو همواره از روى آگاهى و بصيرت در راه هدايت بودى و آنان در گمراهى و ضلالت گام بر مىداشتند ، تا اين كه خداوند كيفر كار زشتشان را به آنان چشانيد ، و معاندان و منافقان همگى بيچاره و نگونبخت شدند و به وسيلهء شمشير تو به قعر جهنّم رفتند ، و سعادتمندان از ياران تو با برهان و ارشاد تو هدايت يافتند پس درود خدا بر تو ، در تمام آغاز و انجام كار - صبح و شام - ايستادن و حركت كردنت ، اى كه هيچ مدح كننده‌اى به اوصاف كمالت نرسد ، و دشمنان و بدخواهانت به مقام فضل و كمالت احاطه پيدا نكنند . . . » براستى از بزرگترين مصائب و گرفتاريهايى كه امام امير المؤمنين عليه السّلام دچار شد ، همان مكر و حيلهء بر سر نيزه كردن قرآنها بود كه تمام پيروزيهاى درخشانى را كه نصيب ياران امام عليه السّلام شده بود در هم ريخت در حالى كه سپاه امام در آستانهء فتح نهايى قرار داشت و نزديك بود كه قواى ستمگر را كه با اين جنگ مىخواست اسلام را نابود سازد و پرچم دين را درهم نوردد ، براى هميشه از ميان بردارد . امام امير المؤمنين عليه السّلام ، درخواست حكميت را پذيرفت از ترس جاهلانى كه اسلام را نشناخته و عقل و خردشان كارايى نداشت و سر از فرمان امام عليه السّلام پيچيده و نافرمانى كردند و شمشيرها را به سمت امام كشيدند